بسم الله الرحمن الرحیم
              http://img.tebyan.net/big/1388/04/195281302349540237143640211921602198983.jpg

    حضرت امام باقر(ع) می فرمایند:
   خداوند متعال هنگامی که آدم علیه السلام را آفرید ، مرگ را بین دو چشمش و آرزو را پشت سرش قرار داد و زمانی که وی مرتکب آن خطا شد، آرزو بین دیدگان و مرگ  پشت سرش واقع شد ; به همین دلیل فرزندان آدم می اندیشند اما نمی دانند(نمی فهمند).((علل الشرایع-ج۱-باب ۸۲-ح۱۵۲))
    
۱.در بیان چشم و پشت و آرزو:
۲.در بیان رابطه ی عقل و علم:


                                                      ((در بیان چشم و پشت و آرزو))

    در این حدیث به زیبایی هرچه تمام تر ، معصوم به ما فهمانده است که مرگ را نمی بینیم.انسان عاقل همیشه مرگ را در جلو چشمانش می نهد و خود را برای آن اماده می سازد و آن را باور می کند.لکن انسان غیر عاقل اینگونه نیست.او در گیر و دار آرزو ها و امید های دنیوی خویش، عقل را می بازد و به همین دلیل می اندیشد ، اما نمی فهمد و نمی داند.
 
   شاید اشکال کنند که چرا می گوییم امیدها و آرزو های دنیوی؟ شاید منظور معصوم کلا آرزو است؟

  ۱.از معصوم بر نمی آید که آرزوی معنوی را علت نفهمیدن و ندانستن بداند ، چراکه معنویت و در اوج علم و عقل است که معصوم از این سخن و استنباط منزه است.

   ۲.در ادبیات عرب وقتی سخن از (عین) می آید ، منظور چشم دنیوی است و  وقتی (امِلَه) به (عین) منسوب می شود منظور چشم دنیایی است که آرزو را می بیند و چشم دنیوی جز آرزوی دنیوی را نتواند دید!

   پس از این حدیث یافتیم که ما انسان ها - متاسفانه - مرگ را نادیده می گیریم و در پشت خود می نهیم ، فلذا هر چه بیاندیشیم نخواهیم فهمید آنچه را که باید می فهمیدیم.

                                                ((در بیان رابطه ی عقل و علم))

    از حدیث مذکور مشخص شد که (علم) و (عقل) حکایتی جدا و رسالاتی مجزا از یکدیگر دارند.لکن لازم و ملزوم یکدیگرند.این دو با آنکه جدا از یکدیگرند ، بشدت در هم تنیده اند.
 
   علم ماده ی عقل است.علم ، دانش و دانستن است و عقل هم علت و هم معلول به فعلیت رسیدن آن.
 
   فی المثل وقتی آدمی علمی ندارد باید چه بکند؟ به چه بیاندیشد؟و یا کسی که علم دارد و عقل ندارد باید چگونه از اطلاعات خود بهره ببرد؟! چگونه تحلیل کند؟!

   برای استدلال دو چیز لازم است:
   ۱.ماده
   ۲.صورت
 
    علم در استدلال ماده است و عقل - یا منطق - صورت آن!

    عاقل بدون علم همچون رایانه ی بدون سیستم عامل است.لذا است که حضرت رسول (ص) در مورد علم می فرماید:((سالک بطالبه سبل الجنه(تحف العقول-ص۴۷)=جوینده ی آن در طریق بهشت قدم می گذارد).چراکه علم و عقل را اگر در جایی جمع کنیم ، قطعا به حقیقت خواهیم رسید و این دو لعلل ناقصه ، تامه ای را پدید خواهند آورد.

   نکته ای که در تفاوت علم و عقل می توان گفت این است که عقل را عموم مردم دارایند - غیر از معدودی - ، لکن از نعمت علم عده ی زیادی از مردم بی بهره اند و بقول قرآن که می فرماید:(( اکثر الناس لاتعلمون))

   از حضرت امام موسی کاظم (ع) در تحف العقول منقول است که به هشام فرمود:

   ((ای هشام!سپس بیان نمود [قرآن بیان نمود] که عقل به همراه علم و آگاهی است: (و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون-عنکبوت.۴۳=و این مثال ها را برای مردم می زنیم و جز دانایان انها را در نمی یابند).))

   و این ماید کلام ما است که عقل و علم دو علت ناقصه اند و در صورت اجماع ، علت تامه ی فهم و درک و شئور و هدایت را تشکیل می دهند.

   بطور خلاصه می توان حدیث فوق از حضرت امام باقر(ع) را اینگونه دانست:
   این حدیث دارای بیانی تمثیلی است و در آن انسان جاهل ، انسانی با اهداف و آرزو های دنیوی توصیف شده است.

    انسانی که دیگر حواسش از اینکه (مرگی نیز در کار است) ، پرت شده و تنها دنیا گستره ی دید او را تشکیل می دهد.او که تنها مرگ را فراموش کرده است ، هدفی جز هدف دنیوی را معین نمی کند و دیگر به فکر آخرت خود نیست.فلذا خسران زده خواهد شد.
  گویی این حدیث در باطن ، استدلالی در آیه ی معروف (ان الانسان لفی خسر) است.
-----------------------------------------------------------------------------------------
کتابنامه:
علل الشرایع-محمد بن علی بن بابویه شیخ صدوق(ره)-ترجمه ی:محمد علی سلطانی-انتشارات ارمغان-۱۳۹۰
تحف العقول عن آل الرسول(ص)-شیخ ابومحمد حرانی-ترجمه ی :محمد مهدی سازندگی-دفتر نشر نوید اسلام-بهار۱۳۸۱
-----------------------------------------------------------------------------------------
(حمیدرضامیررکنی)