بسم الله الرحمن الرحیم

                   

  خلاصه ی بخش (۱):
   در بخش اول در یافتیم که هر جامعه ای نیاز به (قانون) دارد.هر قانون نیز نیاز به (اساس) ، (واضع) ، (مجری) و (ناظر بر اجرا) می خواهد تا بتواند در جامعه تاثیر لازم را داشته باشد.اصلی تر و مقدماتی ترین این چهار مبحث ، مبحث اساس است که همان ایدئولوژی می باشد.
  
   لذا در این بخش بر آنیم تا عمده ترین ایدئولوژی ها را بطور اجمالی مورد مطالعه قرار دهیم.بنده در عمده ترین شکل ممکن - از نظر خود - ، این ایدئولوژی ها را به دو بخش (قبل از رنسانس) و (بعد از رنسانس) تقسیم کرده ام.گرچه عمده ترین تفاوت ایدئولوژی های موجود در کل تاریخ چیز دیگری است ، لکن ما بطور مقدماتی این گونه تقسیم بندی نموده ایم.



    ۱.ایدئولوژی های قبل از رنسانس:

     تمام ایدئولوژی های قبل از رنسانس ، با ظاهری دینی مطرح شده اند.نقطه ی مشترک تمامی این ایدئولوژی ها آن بوده است که تلاش داشته اند تا دین و مذهب را بر مردم حاکم گردانند.انسان فطرتا می داند که برای بهتر زیستن و تکامل یافتن می بایست به کامل تر از خود متوسل شود.همین نیروی فطری انسان را فطرتا محتاج دین ساخته است.برخی از این نیاز فطری انسان ها سوء استفاده کرده اند و با ساختن عقاید خرافی ، خود را در ذهن مردم کامل نشان داده اند.

    اما برخی بواقع به منبع کامل تر از انسان متصل بوده اند و عقایدشان بدور از خرافه بوده است.تفاوت عمده ی کسانی که ادعای تدین داشته اند  با کسانی که بواقع اهل دین بوده اند ان است که تمام حاکمیت هایی که ادعای دروغین الهی بودن داشته اند در آن بوده است که ( به خود شخصیت نیمه خدایی می بخشیده اند) ، اما آنانی که به واقع صادق و راستگو بوده اند ، خود را صرفا واسطه می دانسته اند.این تفاوت ایدئولوژیک را می توان در تاریخ جست و جو کرد.برای نمونه چهار حاکمیت بزرگ قبل از رنسانس را بطور خلاصه و اجمالی بررسی می کنیم:

   ۱.مصر باستان:

    مصر باستان از مذهبی ترین تمدن های عصر باستان است.پشتوانه ی مذهبی مذهب مصر باستان چیزی بیشتر از داستان و افسانه  و مقداری جادوگری چیز دیگری نبوده است.مبنای این مذهب وجود خدایان متعدد و پلی تئیسم است.خدایان مصری خدایان خشن بوده اند که هر سال نیل را از روی خشم به طغیان می کشیده اند.مردم نیز هر سال برای آن که گرفتار خشم خدایان نشوند همه ساله نیاز های فراوانی را به ماهنان و معابد عرضه می کرده اند.

   مردم مصر باور کرده بودند که برای بردگی و غلامی پروتمندان افریده شده اند.هرچه بر سرشان می آمد اراده ی خدایان بود!همین مسائل از مردم مصر شخصیت هایی منفعل ساخته بود که پذیرای هر عقیده و مطیع هر دستوری بودند.
 
   در چنین تمدنی طبیعی است که حاکم خود را فرزند خدا معرفی کرده و به خود شخصیتی نیمه خدایی می دهد.فرعون نیز دقیقا همین کار را کرد.او خود را فرزند خدایان معرفی می کرد و خالق جهان.فرعون شخصیتی بود که خدایان در او تجلی کرده بودند.با مرگ او نیز خدایان در وجود فرزند او حلول می کردند.ماهنان از طبقات بالای جامعه ی مصری بودند که در میان مردم نیز نفوذ فراوان داشتند.

   از نظام اقتصادی مصر باستان اطلاع دقیقی در دست نیست.آنچه مسلم است این است که بطور کل مصر دارای یک اقتصاد شبانی بوده است.منبع در آمد اصلی حکومت هم مالیات های سنگینی بود که از مردم اخذ می شد-البته غیر از نیاز ها و هدایایی که مردم برای خدایان به معابد می آوردند - .

   حاکمیت های دینی در دو صورت کلی قابل ارزیابی هستند.صورت اول حاکمیت هایی هستند که از دین به عنوان یک وسیله برای حکومت بر مردم استفاده می کرده اند و با نام دین مفاسد خود را پوشش می داده اند.صورت ثانی صورتی است که در آن واقعا حکومت برای اقامه ی حق و عدالت به اجرای دین می پردازند.

   اگر بخواهیم به اعتبار این تقسیم بندی ، حکومت مصر باستان را ارزیاببی کنیم می توانیم این گونه بیان کنیم:
   ۱.در صورتی می توان نیت مجری دین را به عدالت گرفت که آن دین ، دین عدل باشد.و الا چگونه می توان پذیرفت که حاکمی برای اقامه ی حق ، دین غیر حق و عدل را اجرا کند.لذا می توان گفت حاکمیت دینی در مصر چیزی جز نیت سوء در سوء استفاده در آن نبوده است.چرا که اساسا عدلی و دادی در پشتوانه ی حکومت مصر تعریف نشده است.
   ۲.دلیل بعدی ما آن است که در مقام اجرا نیز نشانی از عدالت نمی توان در اعمال حکمای مصری دانست.با آنکه ایشان خود را خدا می خوانده اند ، با این حال در دستورات ایشان اثری از عدل و داد نمی باشد.

   
 
   ۲.ایران باستان[۱]:

    ایران باستان نیز از جمله تمدن هایی است که حاکمیت دینی در آن بر قرار بوده است.مذهب ایرانیان - به قول غالب - در عصر باستان آیین زرتشتی بوده است.بیشترین جلوه ی آیین زرتشت را می توان در عصر سلطنت سلاطین ساسانی لمس نمود.در ایران نیز حاکمیت در سایه ی مذهب برقرار بود.پادشاهان با فر کیانی که (تفویض)ی از جانب اهورا مزدا بود پادشاه می شدند.

   در آثار متعددی از نوشته های زرتشتی - از جمله کارنامه ی اردشیر بابکان ، بندهش و اوستا و... - به این مسئله ی اشاره شده است.فر کیانی بحث گسترده و دامنه داری است که حال مجال بررسی دقیق آن نیست.آنچه در این موضوع به کار می آید آن است که بدانیم فر کیانی در ایران و آیین زرتشتی - مطابق تحقیقات شخصی بنده - با پادشاهی مصریان باستان هم ریشه است.بر این مدعا دلائل متعددی موجود است که آن را به مقاطع دیگری از بحثمان موکول می کنیم.

                   
                  (جلوه ای از پروت پادشاهان ساسانی و نظام طبقاتی که تا به حال مانده است.)

    در ایران ، مردم از این مذهب ناراضی بودند ، و گویا حاکمان ایرانی مانند حکمای مصری نتوانستند با نام مذهب چندان مردم را راضی نگه دارند.اعمال نظام طبقاتی بطور رسمی و قانونی ، مصونیت مالیاتی برخی طبقات بالای اجتماعی ، اعمال فشار و مالیات های سنگین به طبقه ی دهگانان - یا همان دهقانان و کشاورزان - از جلوه های بی عدالتی در ایران زمین بود که نا عادلانه بودن مذهب آن عصر را می رساند.علاوه بر مالیات ها دولت از منبع در آمد دیگری نیز سود می برد و آن نیازهایی بود که مردم به معابد و آتشکده ها تقدیم می کردند.
 
   ابتدای بند فوق گفتیم که مردم از مذهب خود ناراضی بودند.دلیل ما بر این مدعا آن است که ایرانی در عصر باستان ، هرگاه فرصتی برای رهایی از این دین پیدا کرد آن را از دست نداد.در عصر حکومت شاهپور دومین پادشاه ساسانی ، مانی ظهور کرد و ادعای پیامبری نمود.بسیاری از مردم ایران به او گرویدند تا آنجایی که ساسانیان مجبور به پذیرش دین او به عنوان یک دین موجود شدند.بعد از مانی نیز جنبش مذهبی اصلاحی دیگری نیز به ریاست مزدک در عصر ساسانیان به وقوع پیوست که بسیاری نیز به مزدک گرویدند.به علاوه پذیرش اسلام توسط مردم ایران ، از دلایل دیگر ما بر این مدعا است.

   جلوه های بی عدالتی در مذهب زرتشتی و که در حکومت نیز قابل روئیت است ، ما را به این امر واقف می کند که دین زرتشتی وسیله ای بود برای استفاده ی سوء ، بگونه ای که هر پادشاهی هر گونه که می خواست این دین را تغییر می داد.با این که پادشاهان ایران باستان خود را خدا و از تخمه ی خدایان می خوانده اند ، با این حال بی عدالتی در رفتار خود ایشان ما را بر رد ادعاهای این پادشاهان وا می دارد.
   
     لذا ایدئولوژی ایران نیز بطور خلاصه دارای ویژگی های زیر خواهد بود:
    ۱.پادشاهی مبتنی بر فر کیانی
    ۲.پادشاهان فرزندان خدایان اند ، حتی اگر بی عدالتی کنند



( در بخش بعدی به بررسی ایدئولوژی یونان و روم باستان خواهیم پرداخت)

-----------------------------------------------------------------------------
۱.ن.ک:مشروعیت قدرت در ایران(ساسانیان) - کورش صالحی - آگاهی بنیاد آزادی و برابری
          آیین و شریعت زرتشتی - آناهیتا حسین زاده - انتشارات اردیبهشت - چاپ دوم - ۱۳۹۰ - ص۱۶۴
-----------------------------------------------------------------------------

(حمیدرضامیررکنی)
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین